وقتی پزشکها از یک بیمار قطع امید میکنن،همه دست به دعا برمیدارن و از خدا شفا میخوان.میبرنش حرمهای مقدس و نمازهای طولانی میخونن و در خیلی از موارد اینکارها جواب میده و بیمار غیرمنتظره شفا پیدا میکنه و این بهبودی به معجزه نسبت داده میشه،یک معجزه از جانب خدا.فقط خدا میتونه معجزه کنه ولی کدوم خدا؟ خدای ما مسلمونها یا خدای مسحیها یا نه اصلا خدای بوداییها و شاید بتها هم شفا میدن؟ اگر خدا یکی باشه،یک واقعیت بیرونی،پس یا همه دینها غیر از یکی دارن دروغ میگن یا باید باور کنیم که همه به یک خدا به زبانهای مختلف اشاره میکنن.تا اینجا همه چیز توجیه پذیره ولی مشکل وقتی پیش میاد که پای ادیان غیر ابراهیمی وسط میاد.اونها خدا رو جای دیگه ای جستجو میکنن وخیلی هاشون اصولا مشرک هستن ولی خدا/خدایان اونها هم شفا میدن و معجزه میکنن.
خیلی وقته که خیلی از دانشمندها و دین شناسها دارن دنبال توضیح معجزه میگردن.حتی سرخپوستها هم نیروهای فرا زمینی رو باور داشتن و منتظرش بودن و نکته اینه که اونها خدا پرست نبودن.گروهی معتقدند، شفا نیروییه که در درون همه انسانها قرار دارد و برای استفاده باید کشفش کنیم و اعتقاد دارن که پیامبران و بزرگان همه مکاتب به این نیرو دست پیدا کرده بودن.
فیض روحالقدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
البته یک جمله هست از پیتر دس که میگه:»خدا خداست حتی اگر همه سرزمینها ویرانه بودند،خدا خداست حتی اگر همه مردم مرده بودند.»
جهت ختم کلام من به چیزی شبیه نظریه وحدت وجود یا اصطلاحا همه خدایی اعتقاد دارم.برای اطلاعات بیشتر به عقاید اسپینوزا از اینجا و اینجا یک نگاه بندازید.
ادامه دارد.
پی نوشت:میدونم چی میخوام بگم ولی گفتنش سخته.اینجا هوا خیلی گرمه و عصر قرار بریم لب ساحل.باور کنید موهای شرجی خورده و وز شده خیلی جالب نیستن.
پینوشت:احتمالا پستهای اینجوری خونده نخواهند شد ولی اگه دنبال خدای جذاب هستید درباره پگانیسم یا مراحل بودیسم یک سرچ کنید ترجیحا به انگلیسی.نتایج وسوسه انگیزی درباره خدا و مراحل رسیدن بهش پیدا خواهید کرد.
331 کلمه
شعر نوشت: گاهی میخندم گاهی گریه میکنم گریه اما بیشتر اتفاق می افتد به هر حال آدم یکی از لباسهایش را بیشتر دوست دارد. شعر از الهام اسلامی