امروز صبح با یکی از دوستای جدید توی حافظیه قرار داشتم.ساعتها با هم حرف زدیم.گاهی آدمهایی رو میشه پیدا کرد که دیدشون خیلی به آدم نزدیکه و این لذت بخشه. ظهر که ازش خداحافظی کردم ,کنار خیابون عین آدمهای بی ماشین دیگه منتظر تاکسی بودم و خب تاکسی هم جمعه ظهر کمه که یکدفعه یک [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘Uncategorized’
در ون سبز چه جوری باز میشه؟
ارسالشده در Uncategorized در 1 اوت 2010 | 4 دیدگاه »
رویایی دارم
ارسالشده در Uncategorized در 1 اوت 2010 | بیان دیدگاه »
شاید این جمله مشهور مارتین لوتر کینگ رو شنیده باشید که میگه:»رویایی دارم،رویایی دارم که هر کودک سیاه آمریکایی …» کل سخنرانی فوق العاده موثر و کوبنده و بلند پروازانه هست و از همه مهمتر زیبا و از قضا من هم کلا آدم رویا پردازی هستم.از رویایی یک تکاور بزن بهادر بودن تا یک جراح [...]
از آشیونه بپر بیرون
ارسالشده در Uncategorized در 1 اوت 2010 | بیان دیدگاه »
هنوز دستم و دلم با هم جور نشده.چه چیزهای ساده ای که بهشون دل میبندیم و احساس تعلق میکنیم.یک فضای مجازی که مثه هزارتا تا جای دیگست و حتی صادقانه خیلی مزخرفتر از بقیه هم ممکنه باشه ولی دوستش داریم و وقتی نیست احساس میکنیم یک تیکه از پازل روزانه مون کمه.قبلا هم نوشته بودم [...]
خداحافظ بلاگفا
ارسالشده در Uncategorized در 24 ژوئیه 2010 | بیان دیدگاه »
هیچ چیز مهم نیست حتی خرابی چند روزه بلاگفا.مهم آدم حساب نکردن کاربران هست. فعلا در بلاگ اسکای هستم و بعد هم معلوم نیست. http://arashq.blogsky.com/ آدرس فید از فید برنر هم خودکار عوض میشه و اگر آدرس فید رو دارید نیاز به تغییری چیزی نیست. ممنون
ورد پرس یا بلاگ اسکای
ارسالشده در Uncategorized در 24 ژوئیه 2010 | ۱ دیدگاه »
فکر کنم خودم هم از اینهمه آواره بودن خسته شدم.بدی ورد پرس اینه که نمیشه زیاد دستکاریش کرد ولی خوبیش اینه که حداقل خیالت راحته که یهو نمیترکه.
آی زندگی سلام
ارسالشده در Uncategorized در 21 ژوئیه 2010 | بیان دیدگاه »
خیلی وقت پیش بود که به خاطر شرکتی که توش کار میکردم ,مجبور بودم خیلی مسافرت برم.خیلی که میگم به معنی واقعیش در نظر بگیرید.امروز قشم باید اتوبان قشم- درگهان رو با چراغ روشنایی و چشمک زن خورشیدی خوشگل میکردم و پس فردا باید تبریز خودم رو به شهردار منطقه 4 معرفی و یک چراغ [...]
شما زبون سویسی بلدی؟
ارسالشده در Uncategorized در 20 ژوئیه 2010 | 35 دیدگاه »
یک جمله از خودم اختراع کردم .»فقط یک سویسی لیاقت داره توی سویس زندگی کنه« با هر کسی که حرف میزنم خیلی واضح و البته به حق ,دلش کشوری قانونمند و آزاد و آباد میخواد شاید یک جایی مثه سویس, ولی چند نفرمون هستیم که میتونیم مثه یک شهروند سویسی رفتار کنیم؟ به سیاست کاری [...]



